لغت نامه دهخدا
انگورخوار. [ اَ خوا / خا ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) ظربان و آن حیوانی است چون گربه، بدبوی. ( دهار ). طرباء. شغاره. مفرق النعم. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به ظربان و طرباء شود.
انگورخوار. [ اَ خوا / خا ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) ظربان و آن حیوانی است چون گربه، بدبوی. ( دهار ). طرباء. شغاره. مفرق النعم. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به ظربان و طرباء شود.
ظربان و آن حیوانیست چون گربه بد بوی. شغاره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن خس که ساخت دانه ی انگور دام ره شد بر مثال برگ خزان خوار و شرمسار