امیری کردن
لغت نامه دهخدا
امیری کردن. [ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امارت. فرمانروایی. رجوع به امیر و امیری شود.
فرهنگ فارسی
امارت. فرمانروایی
جمله سازی با امیری کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سید محمد امیری در زمان انتصاب به عنوان سرپرست واحد اصفهان با شعار «رفع مسائل و مشکلات مالی» این دانشگاه کار خود را آغاز کرد. وی در ابتداییترین حرکتش در آبان سال ۱۳۹۵ اقدام به پولی کردن پارکینگ رایگان دانشگاه نمود و این امر در کنار این که زمزمههایی مبنی بر کاهش بودجه پژوهشی و فرهنگی و… وجود داشت به تجمع دانشجویان این واحد رو به روی ساختمان اداری این دانشگاه (اندیشه) منجر شد.
💡 امیری و همکارانفیلمنامهنویس، آیدا پناهنده و تهمینه بهرام صحنهٔ اولین تقابل استوار و جنگیر را چنان جذاب به نگارش درآوردهاند که کل صحنه، تبدیل به یک زورآزمایی چند راندی میشود و فاتح این نبرد، «استوار» است که با بازداشت کردن «آمردان» باعث خشم اهالی میشود. در پاسگاه، دوربین با حرکاتی خاص سینمای وحشت، از یک بطری خالی ترس و دلهره خلق میکند.