لغت نامه دهخدا
امیرشدید. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) شدیدبن احمد. امیر بادیه ( بین شام و عراق ) بود و در شطرنج دست داشت ( 1018 هَ.ق./ 1609 م. ). ( از اعلام زرکلی ج 2 ص 408 ).
امیرشدید. [ اَ ش َ ] ( اِخ ) شدیدبن احمد. امیر بادیه ( بین شام و عراق ) بود و در شطرنج دست داشت ( 1018 هَ.ق./ 1609 م. ). ( از اعلام زرکلی ج 2 ص 408 ).
شدید بن احمد امیر بادیه بود و در شطرنج دست داشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این فصل امیر قلعهنویی سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران را قبول کرد و پس از سه سال از استقلال جدا شد. مدیریت وقت استقلال در انتخابی عجیب صمد مرفاوی را به عنوان سرمربی تیم انتخاب کرد. انتخابی که از همان روز اول با انتقادهای شدیدی مواجه شد و بسیاری معتقد بودند مرفاوی نمیتواند سرمربی توانمندی برای تیمی به بزرگی استقلال باشد. در انتخاب عجیب دیگری قلعهنویی به عنوان رییس سازمان فوتبال استقلال برگزیده شد. سمتی که تا ان روز وجود خارجی نداشت.
💡 در این زمان سپاه صفوی به فرماندهی عبدالله خان با پنجاه هزار نیرو به مقابله آمد. جنگی شدید درگرفت و ۲۵ هزار تن از سپاه اصفهان کشته شدند. اصفهان به دست لشکریان هوتکی محاصره شد و مردمان دچار قحطی گشتند. محاصره هشت ماه طول کشید و بالاخره شاه سلطان حسین به همراه درباریان به اردوی شاه محمود آمده تقاضای صلح کرد. شاه صفوی به دست خود تاج شاهنشاهی را بر سر امیر محمود نهاد و بدو تبریک گفت.