امرزگاری

لغت نامه دهخدا

( آمرزگاری ) آمرزگاری. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) غفران. مغفرت. عفو. صفح. تجاوز. رحمت:
جز این کاعتمادم بیاری تُست
امیدم به آمرزگاری تُست.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ عمید

( آمرزگاری ) عمل آمرزگار، مغفرت: جزاین کاعتمادم به یاریّ توست / امیدم به آمرزگاریّ توست (سعدی۱: ۲۰۰ ).

جمله سازی با امرزگاری

💡 نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ (۳۲) پیش آورده‌ایست از آمرزگاری مهربان.

💡 گناهی کش به محشر نیست ره کردیم و جا دارد به استغنای خویش از بیش و کم آمرزگاری کن

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز