لغت نامه دهخدا
ام یقظان. [ اُم ْ م ِ ی َ ] ( ع اِ مرکب ) مار. ( از المرصع ).
ام یقظان. [ اُم ْ م ِ ی َ ] ( ع اِ مرکب ) مار. ( از المرصع ).
مار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سن هفدهسالگی به قصد ادای حج، شیراز را ترک گفت؛ پس از بازگشت به شیراز، کماکان با جد و جهد بلیغ به کسب علوم معمول و درک کمالات پرداخت. فضلالله مجدداً در بیست و پنج سالگی عازم سفر حج گردید. این بار مدتی در مصر و چندی در حجاز توقف کرد. از جمله هفت ماه در مدینه نزد اساتید فن و مشایخ بزرگ حجاز، صحیحین بخاری و مسلم را خواند. یکی از اجله مشایخ وی، ابوالخیر شمس الدین محمد السخاوی (از برجستهترین شاگردان ابن حجر) بود که تمام صحیح بخاری را به فضلالله درس گفت و در ضوء اللامع شرح حال وی را نوشت. فضلالله چون به شیراز بازگشت؛ به تدریس علوم مختلفه مشغول گردید و در همین شهر بود که نخستین تصنیفات خود را از قبیل حل تجرید، تعلیقات بر محالات و حواشی بر حواشی شرح جدید به رشته تحریر درآورد. همچنین کتاب بدیع الزمان فی قصة حی بن یقظان را در این ایام تصنیف کرد.