لغت نامه دهخدا
ام زارع. [ اُم ْ م ِ رِ ] ( ع اِ مرکب ) سگ ماده. ( از المرصع ).
ام زارع. [ اُم ْ م ِ رِ ] ( ع اِ مرکب ) سگ ماده. ( از المرصع ).
سگ ماده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه ماست مانده ز آزت بخانهٔ زارع نه شیر مانده ز جورت، بکاسهٔ چوپان
💡 گر موجد گندم بود از چیست که زارع از نان جوین سیر به قدر عدسی نیست
💡 سال و مه در انتظار قرص نان شب تا به صبح دیده زارع چرا اخترشماری میکند؟
💡 در این روستا خانواده های علیخانی، فرهادی، مرادی، میرزائی، صفری سهرابی، نوروزی، زارعی سکنی دارند.
💡 ملیکا زارعی (زاده ۳ اردیبهشت ۱۳۶۵) معروف به خاله شادونه، بازیگر و مجری برنامههای کودک و نوجوان است.