افیونی چیزی شد

لغت نامه دهخدا

افیونی چیزی شدن. [ اَف ْ نی ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه ازعادت کردن بچیزی باشد که بر ترک آن قادر نباشند. ( مؤید ) ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ):
کرده زخمم پس سر آرزوی مرهم را
حیف دردست که افیونی افسون گردد.ظهوری ( از آنندراج ).عمریست که ما صحبتی غم شده ایم
سرمایه رشک اهل عالم شده ایم
باقر، من و غم جدا نگردیم ز هم
افیونی و آشنایی هم شده ایم.باقر کاشی ( از آنندراج ).این مدعا در بیت زیر بطریق ایهام آمده است. ( آنندراج ):
ترک افیون را علاجی بهتر از تقلیل نیست
اندک اندک زآشنایان جهان بیگانه شو.صائب ( از آنندراج ).

جمله سازی با افیونی چیزی شد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما با پیویسن به سمت تاریک نیرو، بازیچه سیت قرار گرفت و تبدیل به چیزی شد که می‌خواست با آن تقابل کند.

💡 یکی از دستاوردهای پژوهشی فرامینی آن بود که به همراه همکارش فردریک پی لی در سال ۱۹۶۹ چهار خانواده را شناسایی کردند که استعداد فراوانی در ابتلا به انواع مختلف سرطان در کودکان و بزرگسالان خود داشتند. ردیابی این خانواده‌ها و ۲۰ خانواده دیگر به مدت بیست سال منجر به کشفِ آن چیزی شد که امروزه به‌عنوان سندرم لی-فرامینی شناخته می‌شود و در سال ۱۹۹۰ معلوم شد که جهش‌های ارثی ژن سرکوب‌گر تومور پی۵۳ مکانیسم اصلی بروز این سندرم ژنتیکی است.

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز