افسرده پستان

لغت نامه دهخدا

افسرده پستان. [ اَ س ُ دَ / دِ پ ِ ] ( ص مرکب ) فسرده پستان. زن نازا و عقیم. کنایه از عقیم و زن پیر که از زادن بازمانده باشد. ( آنندراج ). فسرده پستان:
یکسر شود امهات دوران
بسته رحم و فسرده پستان.خاقانی.|| زنی که بچه افگنده باشد. ( آنندراج ). || زنی که پستان او بسته و بی شیر باشد.

جمله سازی با افسرده پستان

💡 شما بوديد كه با قبايل گمراه عرب كارزارها و نبردها نموديد و رنج و تعب و محنتفراوان را تحمل كرديد و سرافراز از ميدان نبرد بيرون آمديد شما بوديد كه پيوستهدر راه همگام ما و سر بر فرمان ما داشتيد تا اينكه آسياى اسلام بر محور وجود ما بگردشدر آمد و شير در پستان مادر روزگار رو بفزونى نهاد و نعره شرك در گلو خفه شد وفوران گناه و فساد و دروغ بيارميد و فروكش كرد و آتش كفر افسرده و خامد و خاموشگرديد و دعوت هرج و فتنه و بى نظمى ساكن و متوقف ماند و دين و آئين الهى نظم وانتظام يافت.

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز