لغت نامه دهخدا
تقتیل. [ ت َ ] ( ع مص ) مبالغت کردن در کشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ). بسیار کشتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بسیار کشتن و میرانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
تقتیل. [ ت َ ] ( ع مص ) مبالغت کردن در کشتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ). بسیار کشتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بسیار کشتن و میرانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).