است و بست

مترادف‌ها

کش‌مکش، تقابل

متضادها

ثبات، پایداری، یکنواختی

لغت نامه دهخدا

است و بست. [ اَ ت ُ ب َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) حالات و واقعات. ( آنندراج از فرهنگ فرنگ ). این ترکیب جائی دیده نشد و گمان نمیرود صحیح باشد.

فرهنگ فارسی

حالات و واقعات

جمله سازی با است و بست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نصرت او هر زمان بیش است و خصم او کم است تا حُسامش خصمْ فرسای است و نصرت پرورست

💡 اوارمینی شهری در شهرستان ساپونه در استان بازگا در بورکینافاسوی مرکزی است و جمعیت آن ۱۴۶۲ نفر است.

💡 سازمان ملل متحد از سال 1946 که افغانستان به مجمع عمومی پیوست، در منطقه مشارکت داشته است و آژانس هایی از قبیل یونیسف از سال 1949 در افغانستان فعالیت می کنند.

💡 خاکِ شیراز که سرمنزل عشق است و امید قبلهٔ مردم صاحب‌دل و صاحب‌نظر است

💡 گرچه صفات فوق به شكلفعل مضارع ذكر شده است ولى منظور از آن بيان صفات وحال منافقان و مؤ منان است و ماضى و حال و مضارع در آن تفاوت نمى كند.

💡 سرا پایت همه اوست ار بدانی که گفتارم چه توحید است و خوانی

💡 در جلسات هیئت مدیره شرکت، است و بست میان مدیران در مورد بودجه سال جدید بسیار طولانی شد و تصمیم نهایی با دشواری اتخاذ گردید.

💡 نویسنده با استفاده از است و بست میان شخصیت‌های داستان، توانست تنش‌های دراماتیک و پیچیدگی‌های روانی آن‌ها را به شکلی بسیار باورپذیر و جذاب به تصویر بکشد.

💡 میان دو طرف قرارداد، است و بست‌های زیادی بر سر جزئیات مربوط به مهلت تحویل پروژه و نحوه پرداخت مبالغ نهایی صورت گرفت تا رضایت طرفین جلب شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران