لغت نامه دهخدا
است و بست. [ اَ ت ُ ب َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) حالات و واقعات. ( آنندراج از فرهنگ فرنگ ). این ترکیب جائی دیده نشد و گمان نمیرود صحیح باشد.
است و بست. [ اَ ت ُ ب َ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) حالات و واقعات. ( آنندراج از فرهنگ فرنگ ). این ترکیب جائی دیده نشد و گمان نمیرود صحیح باشد.
حالات و واقعات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نصرت او هر زمان بیش است و خصم او کم است تا حُسامش خصمْ فرسای است و نصرت پرورست
💡 اوارمینی شهری در شهرستان ساپونه در استان بازگا در بورکینافاسوی مرکزی است و جمعیت آن ۱۴۶۲ نفر است.
💡 سازمان ملل متحد از سال 1946 که افغانستان به مجمع عمومی پیوست، در منطقه مشارکت داشته است و آژانس هایی از قبیل یونیسف از سال 1949 در افغانستان فعالیت می کنند.
💡 خاکِ شیراز که سرمنزل عشق است و امید قبلهٔ مردم صاحبدل و صاحبنظر است
💡 گرچه صفات فوق به شكلفعل مضارع ذكر شده است ولى منظور از آن بيان صفات وحال منافقان و مؤ منان است و ماضى و حال و مضارع در آن تفاوت نمى كند.
💡 سرا پایت همه اوست ار بدانی که گفتارم چه توحید است و خوانی