لغت نامه دهخدا
اریستون. [ اَ تُن ْ ] ( اِخ ) رجوع به اریستن شود.
اریستون. [ اَ تُن ْ ] ( اِخ ) رجوع به اریستن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این رفتار لاسدمونیها را مضحک دانسته، دمارات پسر آریستون را خواست تا تحقیقاتی دربارهٔ لاسدمونیها بکند.
💡 به تلافی آن، کلئومنس از لئوتیدیداس، دشمن نسبی و شخصی دماراتوس خواست که تاج و تخت را به این دلیل که دماراتوس در حقیقت پسر آریستون نبود، بلکه از آگتوس، شوهر اول مادرش بود ادعا کند. کلئومنس به غیبگوی نیایشگاه دلفی رشوه داد تا به نفع لئوتیچیدس، بهطور رسمی وی را پادشاه اعلام کند که در ۴۹۱ سال قبل از میلاد پادشاه شد.
💡 آریستون (یونانی: Ἀρίστων) یک افسر سواره نظام مقدونی در جریان نبرد گوگمل بود.