لغت نامه دهخدا
اربل رود. [ ] ( اِخ ) دجله. دیله. کودک دریا. این کلمه در ذیل دجله در مراصدالاطلاع چاپ طهران «اربل رود» و در معجم البلدان چاپ مصر «آرنک رود» آمده است، و شاید هر دو مصحف اروندرود باشد.
اربل رود. [ ] ( اِخ ) دجله. دیله. کودک دریا. این کلمه در ذیل دجله در مراصدالاطلاع چاپ طهران «اربل رود» و در معجم البلدان چاپ مصر «آرنک رود» آمده است، و شاید هر دو مصحف اروندرود باشد.
دجله دیله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از ماجرای جلالالدین، مغولان به سه دسته تقسيم شدند که دسته اول به سراغ تسخیر و غارت دیاربکر و ارزروم و میافارقین و ماردین و نصیبین و موصل رفتند و تا سواحل رود فرات تاختند و در این حمله آنچنان خون ریخته و ویران کردند که دیگر هیچ نیرویی تاب جنگ با مغول را نداشت. دسته دوم به سوی شهر بدلیس روان شدند و بعد از تصرف آن همه جا را به آتش کشیده و غارت کردند، مردم را یکسره به قتل کشیدند، باغها را ویران و ریشهکن کردند، مزارع را به آب بستند و همین کار را با بعضی نواحی اخلاط انجام دادند. دسته سوم به ۱۹ ذیقعده ۶۲۸ هجری بر مراغه مسلط یافته و سپس از راه آذربایجان به اربل آمدند و کشتاری فجیع برپا کرده و پس به انتظار رسیدن خبری از سرنوشت جلالالدین، مدتی در اربل ماندند؛ و پس به سنه ۶۲۹ هجری عازم فتح تبریز شدند. به صلاحدید قاضی شهر، مردم شهر را به اطاعت درآورد و هدایایی نفیس و زیاد برای اوگتای خان و فرمانده سپاه جرماغون نویان تقدیم نموده و متعهد شدند که هرسال خراجی گزاف بپردازند و عدهٔ زیادی از صانع و هنرمندان نام آوازه تبریز را نیز برای تزئین بارگاه اوگتای خان، به نزد وی روان کردند و به این عمل تبریز از شر قتلعام مردم، ویرانی و سوختن نجات یافت.