لغت نامه دهخدا
( اخربة ) اخربة. [ اَ رِ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ خراب. ( دهار ).
( اخربة ) اخربة. [ اَ رِ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ خراب. ( دهار ).
جمع خراب
جمع خراب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چراغ پیریام آخربهاشک یأس شد روشن زگردسیل دادم سرمهچشم حلقهٔ پل را
💡 اى شرحبيل ! در اين كار بسيار تاءمل و تفكر كردم. شب ها و روزها مطالعه نمودم. در آخربه نتيجه رسيدم يا با معاويه جنگ كنم يا به آنچه محمد مصطفى صلى الله عليه و آلهرسول خدا آورده است كافر شوم به خدا سوگند، دوست داشتم خون مسلمانان ريخته نشودو جان من فداى جان هاى مسلمانان شود.
💡 فرسود از تپش مژه در چشم و محو شد آخربه مشق هرزه نگاهی قلم نماند
💡 بیسبب در پردهٔ اوهام لافی داشتم شد نفس آخربه لب انگشت حیرانی مرا