اجسام الیه

لغت نامه دهخدا

( اجسام آلیه ) اجسام آلیه. [ اَ م ِ لی ی َ/ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هر جسم که اسم کل بر جزو آن صدق نکند. مقابل اجسام غیرآلی یعنی اجسام مفرد. اجسام دارای اجزاء که مجموع آن مایه حیات است.

فرهنگ فارسی

( اجسام آلیه ) هر جسم که اسم کل بر جزو آن صدق نکند

جمله سازی با اجسام الیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابوالوفا محمد بوزجانی در مطالعهٔ اجسام افلاطونی به کمک دوایر عظیمهٔ کره به طرح و ترسیم اجسام افلاطونی پرداخت و به دنبال آن به تجسم و ترسیم آثاری نو دست زد. در برابر پنج جسم افلاطونی، بوزجانی از پنج ترکیب کروی نام می‌برد که از ترکیب چندضلعی‌های منتظم تشکیل شده‌اند. پژوهش‌های بوزجانی غالباً متمرکز بر هندسهٔ ترسیمی بود، که مناسب کار صنعتگران و هنرمندان بود. از جملهٔ مساعی او می‌توان به کتاب فیما یحتاج الیه الصانع من الاعمال الهندسه[خ] اشاره کرد که با استفاده از ویژگی‌های اجسام افلاطونی و ارشمیدسی، روشی برای ترسیم اشکال سادهٔ هندسی به‌صورت ترکیبی (یا موزاییک‌کاری) برای پوشاندن کره به دست می‌دهد که در گنبدها و سقف‌های پیچیده معماری اسلامی به کار می‌رود.

💡 در نظریات فلسفی مربوط به رابطه ماده و صورت، اجسام الیه آن جسم‌هایی هستند که صورت بر آن‌ها وارد شده و ویژگی‌های جدید را در خود می‌پذیرند.

💡 برای درک بهتر فرآیند تغییرات طبیعت، باید بررسی کرد که چگونه اجسام الیه تحت تأثیر صورت‌های جدید، تغییر ماهیت داده و ویژگی‌های جدیدی پیدا می‌کنند.

💡 در مباحث هستی‌شناسی، بحث درباره اجسام الیه به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چگونه تنوع موجودات در جهان از طریق پذیرش صورت‌های مختلف ایجاد می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران