لغت نامه دهخدا
اجاق کور. [ اُ ] ( ص مرکب ) که فرزند ندارد. بلاعقب. بی خَلف. عقیم. توسعاً، عاقر.
اجاق کور. [ اُ ] ( ص مرکب ) که فرزند ندارد. بلاعقب. بی خَلف. عقیم. توسعاً، عاقر.
[ تر - فا. ] (ص مر. ) (عا. ) کسی که نمی تواند فرزند داشته باشد، نازا، عقیم.
کسی که بچه دار نمی شود، بی فرزند.
( صفت ) ۱ - آنکه فرزند ندارد. بلاعقب بی خلف. ۲ - ( توسعا ) نازا عقیم.
(عا.)
کسی که نمیتواند فرزند داشته باشد، نازا، عقیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الهی خاطرش مسرور بادا اجاق دشمنانش کور بادا