لغت نامه دهخدا
ابن الیوم. [ اِ نُل ْ ی َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) کسی که در اندیشه فردا نباشد و امروز را غنیمت داند.
ابن الیوم. [ اِ نُل ْ ی َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) کسی که در اندیشه فردا نباشد و امروز را غنیمت داند.
( ~. یَ ) [ ع. ] (ص مر. ) بی خیال، بی قید.
( صفت ) بی فکر بی خیال لاقید لاابالی.
روز
بی خیال، بی قید.
💡 امّا بنده مؤمن اللَّه را بصفت رضا بیند، و سخن اللَّه بلطف و رحمت شنود، ابن عمر گفت سمعت رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم یقول «یدنو المؤمن من ربّه عزّ و جلّ حتی یضع کنفه علیه، فیقرّره بذنوبه فیقول له أ تعرف کذا و کذا فیقول یا رب نعم فیعرفه ذنوبه. فیقول انی سترتها فی الدّنیا و انا اغفرها لک الیوم.»