فرخور

لغت نامه دهخدا

فرخور. [ ف َ خوَرْ / خُرْ /خو ] ( اِ ) گذرگاه آب. || بچه تیهو را گویند و آن پرنده ای است کوچکتر از کبک. ( برهان ). بچه تیهو باشد. ( فهرست مخزن الادویه ). از این بیت بوشکور چنین برمی آید که خود تیهوست نه بچه او:
من بچه فرخورم و او باز سپید است
با باز کجا تاب برد بچه فرخور.
رجوع به فرحور ( با حاء حطی ) شود.

جمله سازی با فرخور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روابط این دو کشور به دلیل همکاری هر دو طرف در زمینه مسائل امنیتی و استراتژیک به میزان قابل توجهی توسعه یافته‌است. هند اولین پایگاه نظامی فرخور خود را در تاجیکستان ایجاد کرده‌است. هند همچنین در ساخت بیمارستان «Ayni» کمک کرد.