لغت نامه دهخدا
غنوان. [ غ ُ ن َ ] ( نف، ق ) در حال غنودن. رجوع به غنودن شود.
غنوان. [ غ ُ ن َ ] ( نف، ق ) در حال غنودن. رجوع به غنودن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیجیتال اوشن همچنین هکتوبرفست را اجرا میکند، جشن یکماهه نرمافزار منبع باز که در اکتبر برگزار میشود. هر ساله با شرکتهای نرمافزاری مختلفی از جمله گیتهاب، اینتل, و Deep Source همکاری میکند. این شرکت هم اکنون رتبه اول در قابلیت استفاده از laaS (زیرساخت به غنوان سرویس ) و بیش از 600 هزار کاربر دارد
💡 استراموستین فسفات (به انگلیسی: Estramustine phosphate) (EMP)، همچنین با عنوان استرادیول نورموستین فسفات نیز شناخته شده و تحت نامهای تجاری Emcyt و Estracyt فروخته میشود، یک استروژن دوگانه است که به غنوان داروی شیمی درمانی در درمان سرطان پروستات در مردان مورد استفاده قرار میگیرد.