عشاره

لغت نامه دهخدا

( عشارة ) عشارة. [ ع ُ رَ ] ( ع اِ ) ده یک پاره هر چیز شکسته. ( منتهی الارب ). قطعه ای از هر چیز که به ده قسمت تقسیم شده باشد. ( از اقرب الموارد ).
عشاره. [ ع َ رَ ] ( اِخ ) نام زمینی است از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز. سکنه آن 800 تن. آب آن از رودخانه شاهور. محصول آن غلات است. ساکنان این آبادی در دو محل بنام کعب فرج اﷲ و کعب کرم اﷲ ساکنند و چادرنشین میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

جمله سازی با عشاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشاره بزرگ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران است.

💡 عشاره کوچک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران است.

💡 عشاره سفلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان امیدیه در استان خوزستان ایران است.

💡 عشاره بیت یباره(کرخه)، روستایی در عبدالخان از توابع بخش مرکزی شهرستان کرخه در استان خوزستان ایران است.

💡 عشاره علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان امیدیه در استان خوزستان ایران است.

مکانیزم یعنی چه؟
مکانیزم یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز