لغت نامه دهخدا
عربون. [ ع ُ ] ( ع اِ ) ربون. عَربَون. عُربان. ( منتهی الارب ). بیعانه. ربون. رجوع به ربون و زبون شود.
عربون. [ ع ُ ] ( ع اِ ) ربون. عَربَون. عُربان. ( منتهی الارب ). بیعانه. ربون. رجوع به ربون و زبون شود.
زبون عربون بیعانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمع بستن اسم جانداران در فارسی شوشتری با پسوند «ون» که معادل «ان» در فارسی معیار است انجام میشود. جمع بستن غیر جانداران معمولاً با پسوند «آ» یا «ها» انجام میشود. مانند: لُرون، عربون، خوبون، زشتون، کتابا، زِمینا، مَرویزا.