عربون
مترادفها
پیشپرداخت، بیعانه
لغت نامه دهخدا
عربون. [ ع ُ ] ( ع اِ ) ربون. عَربَون. عُربان. ( منتهی الارب ). بیعانه. ربون. رجوع به ربون و زبون شود.
فرهنگ فارسی
زبون عربون بیعانه
جمله سازی با عربون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمع بستن اسم جانداران در فارسی شوشتری با پسوند «ون» که معادل «ان» در فارسی معیار است انجام میشود. جمع بستن غیر جانداران معمولاً با پسوند «آ» یا «ها» انجام میشود. مانند: لُرون، عربون، خوبون، زشتون، کتابا، زِمینا، مَرویزا.