ضحوه

لغت نامه دهخدا

( ضحوة ) ضحوة. [ ض َح ْ وَ ] ( ع اِ ) ضَحو. نیم چاشت. ( منتهی الارب ) ( بحر الجواهر ). چاشتگاه. ( زمخشری ). چاشتگاه یعنی پس آفتاب برآمدن.

فرهنگ عمید

نیم چاشت.

فرهنگ فارسی

ضحو. نیم چاشت. چاشتگاه راه آشکار و فراخ.

جمله سازی با ضحوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ضایه بن ضحوه (به عربی: ضاية بن ضحوة) یک شهرداری در الجزایر است که در ناحیه ضایه بن ضحوه واقع شده‌است. ضایه بن ضحوه ۱۲٬۶۴۳ نفر جمعیت دارد و ۵۲۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 ناحیه ضایه بن ضحوه (به عربی: دائرة ضایة بن ضحوة) یک ناحیه در الجزایر است که در استان غردایه واقع شده‌است.