واژه «ضَبْحَه» واژهای عربی است که در زبان و ادبیات کهن به معنای صیحه، فریاد، بانگ یا آواز ناگهانی به کار رفته است و معمولاً برای توصیف صدایی بلند و توجهبرانگیز استفاده میشود. این واژه بیشتر به آوایی اشاره دارد که بهصورت ناگهانی شنیده میشود و میتواند موجب جلب توجه، نگرانی یا واکنش افراد گردد. در متون قدیمی، ضبحه غالباً برای بیان فریاد یا صدایی به کار میرفت که در سکوت محیط طنین میانداخت و شنونده را متوجه رخدادی خاص میکرد. از نظر معنایی، این واژه با مفاهیمی مانند بانگ، ندا، صیحه و آواز بلند ارتباط دارد و در بسیاری از موارد برای توصیف صدایی غیرعادی یا هشداردهنده به کار میرود. کاربرد آن نشان میدهد که مقصود تنها یک صدای معمولی نیست، بلکه آوایی است که شدت یا ویژگی خاصی دارد و به آسانی قابل چشمپوشی نیست. در برخی متون، ضبحه میتواند به صدایی اشاره کند که در تاریکی شب یا در شرایطی خاص شنیده میشود و سبب کنجکاوی یا احتیاط افراد میگردد. این واژه از جمله اصطلاحاتی است که امروزه کمتر در گفتار روزمره به کار میرود، اما در آثار ادبی، تاریخی و لغوی همچنان قابل مشاهده است. شناخت معنای آن به فهم بهتر متون کلاسیک و نوشتههای کهن عربی و فارسی کمک میکند، زیرا در بسیاری از این آثار برای توصیف صداها و نداهای خاص از چنین واژگانی استفاده شده است. از دیدگاه ادبی، بهکارگیری واژه ضبحه میتواند به متن حالتی تصویری و شنیداری ببخشد و شدت یا ناگهانی بودن یک صدا را در ذهن مخاطب مجسم سازد. در مجموع، «ضبحه» به معنای فریاد، بانگ، صیحه یا آواز بلندی است که بهطور ناگهانی شنیده میشود و توجه یا واکنش شنونده را برمیانگیزد.
ضبحه
لغت نامه دهخدا
( ضبحة ) ضبحة. [ ض َ ح َ ] ( ع اِ ) صیحة. آواز، و منه الحدیث: لایخرجن احدکم الی ضبحة بلیل؛ ای صیحة یسمعها فلعله یصیبه مکروه و یروی صبحة. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
صیحه آواز و منه الحدیث لا یخرجن احدکم الی ضبحه بلیل ای صیعه یسمعها فلعله یصیبه مکروه و یوری صبحه ٠
جمله سازی با ضبحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آنجا امام سجاد عليه السلام دست بر زمين كوفت و او را به ارامش خواند، سر بهآسمان برداشت و آسمان را دعوت به سكوت كرد. آسمان و زمين هر دو، تنها در اجابتفرمان امام خويش ارام گرفتند، دندان بر جگر نهادند، خون به لب آوردند، ولى دمنزدند. مويه كردند، ولى فغان نكردند. در خويش شكستند و گريستند، اما ضبحه نزدند.