صیغل

لغت نامه دهخدا

صیغل. [ صی ی َ ] ( ع ص، اِ ) خرمائی که بعض آن به بعض چسبیده، چون که بشکافند از آن خطوط نمودار شود و کم است که اینچنین درغیر برنی یافت شود. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
- طین صیغل؛ گلی که بعض آن بر بعض نشسته باشد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

خرمائی که بعض آن چسبیده چونکه بشکافند از آن خطوط نمودار شود و کم است که اینچنین در غیر برنی یافت شود

جمله سازی با صیغل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آشوکا یکی از شاهان ناحیهٔ هند، بنا به الگوی ستون‌های چوبی پیشین با سرستون مسی، ستون‌هایی سنگی به بلندی حدود دوازده تا پانزده متر بنا کرد. ستون‌هایی با سرستون‌هایی از ماسه سنگ بسیار صیغل یافته که نمادهای سلطنتی بر آن‌ها نقش بسته بوده‌است؛ که یکی از این نوع سرستون‌ها، که اکنون نماد جمهوری هند به‌شمار می‌آید که متشکل از سر و سینه چهار شیر غران سلطنتی است که از استوانه ای مرکزی مستقر بر سرستونی مدور، که بر نیلوفر آبی وارونه ای تکیه دارد سربرآورده اند.

💡 گِیشی (geyši) در زبان طبری به معنای عروس، عروسک می‌باشد و گیشی سنگ در زبان طبری به معنای سنگ طواف عروس می‌باشد. گیشی سنگ به سنگ‌های طبیعی یکپارچه، بزرگ و صیغل خورده‌ای گفته می‌شود که نوعروسان در مراحلی از مراسم عروسی و پیش از رفتن به خانهٔ بخت به همراه شماری از نزدیکان خود به نزدیک آن رفته و با طواف سنگ و نیایش با شادی و سرور به سوی خانه بازمی‌گشتند.

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز