لغت نامه دهخدا
سورچرانی. [ چ َ ] ( حامص مرکب ) سور خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل سورچران. کار سورچران. || مفت خوری. ( فرهنگ فارسی معین ).
سورچرانی. [ چ َ ] ( حامص مرکب ) سور خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل سورچران. کار سورچران. || مفت خوری. ( فرهنگ فارسی معین ).
( ~. )(حامص. ) ۱ - سور خوردن. ۲ - مفتخوری.
۱ - سور خوردن. ۲ - مفتخوری.
سور خوردن.
مفتخو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر اینها، زیرمجموعهٔ مشکلات مالی کاراکتر پنی، سورچرانی او نیز هست. در قسمت "نفوذپذیری مالی"، وقتی پنی پولِ دادن سهمش از غذایش که در آپارتمان شلدن و لئونارد میل کرده بود را ندارد، لئونارد سهم او را میدهد و باعث میشود راج و هاوارد این کار پنی را مورد تمسخر قرار دهند و بگویند که اگر آنها هم دختر بودند و ویژگیهای ظاهری پنی را داشتند مثل او بودند و پول هیچ چیز را نمیدادند.
💡 رستم شاد و پویا راه دراز را میپیمود تا به چشمهساری پر گل و سبزه رسید. سفرهای آراسته در کنار چشمه دید که برههای بریان شده و دیگر خورشها بر سُفره بود. جامی زرین پر از می نیز کنار سفره خودنمایی مینمود. رستم خوشحال و بیخبر از همه جا خواست سورچرانی کند امّا آن سفره، تلهٔ اهریمن بود. رستم پیاده شد و بر سفره نشست، جام را نوشید و تنبور را برداشت و ترانهای فرحبخش در وصف حال خویش خواند و تنبور را نواخت: