لغت نامه دهخدا
زیمکه. [ زَ ؟ ] ( اِ ) چیزیست به شکل ترازو که پربار کرده بدوش برند. ( غیاث ).
زیمکه. [ زَ ؟ ] ( اِ ) چیزیست به شکل ترازو که پربار کرده بدوش برند. ( غیاث ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هر شکل به نقل از ارل زیمکه، تاریخدان آمریکایی، ردر در این زمان تصور میکرد جنگ رو به پایان است و بهتر است کریگسمارینه حالت تهاجمی شدیدتری به خود بگیرد تا سهم بیشتری از نتایج این پیروزی ببرد.