زارده

لغت نامه دهخدا

زارده. [ دِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کوشب بخش بافت شهرستان سیرجان. در 3000 گزی جنوب خاوری بافت. سر راه بافت به صوغان... ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

جمله سازی با زارده

💡 نوشار، درهٔ غوز، اشلنج، کَس‌خواه، چشمه، سلام ده، خاسارخم، خم ویدئو، سفید، دشت یوز، بشان، تگاب بشان، غفچا سر، آب جم بالا، آب جم پایان، خرمنک، ئیلگاه کاه، سیب دره، میانهٔ توک، میانهٔ ده، سری ده پطیر، پتاو، زارده، چگرینگ، رونجک، مشتک مارچ، راه دره، کلاتک، ده گاه خورد، زولزماه، سپاه، خم بیل بالا، خم بیل پایان، آوی دره، جری جان، ریمان، بامستان، کوشلر، دره چر، روینج، لخش، لیجک، مرغ، غرم، خیفچ، خاشیم، کندیل، برگیچ، داخک، لیاخم، بادمان، پاک مان، رندی خواه، مارستان، غوجان، پسکاه خان، کندریم بالا، کندریم پایان، سیاب دشت، زیرکی، بخش گاه، سری دشت، لشکرگاه، کوردر، تنی لعل، والک، ورسندر، تاج گل دره، سبزچشمه، والک دره، وخنی ده بالا، وخنی ده پایان، کالربالا، کالرپایان، غول پله، خالی چوت، لدر، دهن شاله، دشت لخش، گله دره، سفید آب، سافی چوت، جغشودک، شب در، کج لر، خونی لربالا، خونی لرپایان، فره در، نشیب در، نوآباد، دره سبائی، رباط، سیاب شار، خم شاهان، ویدین در، جیدیندر، رخشان دره، چدیگ در، سری بقی، سری سیاب، ده قاضیان، کالردشت، دودره، نراسپ، جیج در، گلی احمدان، غالش ده، آجرش، ده گاه کلان، جغشود، دهن دره، قل قل آب، رباط، کوه لعل، بی کادر، خنوربالا، خنورپایان، لش ده و احمدر.