رغیبه

لغت نامه دهخدا

( رغیبة ) رغیبة. [ رَ ب َ ] ( ع ص، اِ ) هر امر مرغوب. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). چیزی مرغوب. ( دهار ). || عطای بسیار. ج، رغائب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و از آن است «لیلةالرغائب » و «صلوةالرغائب » للتی یرغب فیهمالما فیهما من الثواب العظیم. ( ناظم الاطباء ). عطای بسیار. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). || فراخ شکم از هر چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. [جمع: رَغائِب] امر خوب و پسندیده، هر چیز پسندیده و مرغوب.
۲. عطا و بخشش بسیار.

جمله سازی با رغیبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وهب با بره بنت عبدالعزی از طایفهٔ بنی‌عبدالدار از قبیلهٔ قریش ازدواج کرد. همسر ارشد وهب، بره بنت عبدالعزی، نوهٔ دختر قصی بود، و همسر دیگر او رغیبه بنت زرارة بن عداس، از زنان برجسته یثرب (مدینه) بود. پسرش عبدیعقوث خود شخصیت برجسته‌ای بود.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز