ذائق

لغت نامه دهخدا

ذائق. [ءِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ذوق. چشنده. مزه گیرنده.
ذائق. [ ءِ ] ( اِخ ) شیخ محمد امین... افندی. از متأخرین شعرای عثمانی و از مشایخ طریقه مصریه. وفات او به اسلامبول در سال 1269 هَ. ق. بوده است. از اوست:
هوس عشق یار وار دلده
صید اولماز شکار وار دلده.

جمله سازی با ذائق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و مدرك يا ظاهر و آشكار است و يا باطن و پوشيده. مدركات ظاهر عبارتند از: لامس(بساونده )، ذائق (چشنده )، شام (بوينده )، سامع (شنونده ) و باصر (بيننده ). و مدركاتباطن عبارتند از: 1 - ادراك كننده صورتهاى محسوس به صورت دفعى و يكجا، 2 - حفظكننده آنها، 3 - ادراك كننده معانى جزئى، 4 - حفظ كننده آنها، 5 - تصرف كننده در اين دوگونه ادراكات با تركيب و تحليل.

💡 معرفت فكرى قنطره و پل و براى رسيدن به معرفت شهودى است و نظر فكرى محجوب به تقييد است و ذوق شهود اقتضا مى كند كه ذائق و چشنده درحال و جانش بدان متصف گردد به خلاف علم تصورى كه صرف اطلاع بر اشياء است لذاكسى كه علم به نفس و حقايق را از راه نظر فكرى طلب نمايد ورم كرده است و مى پنداردكه چاق شده است.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز