دخین

لغت نامه دهخدا

دخین. [ دُ خ َ ] ( اِخ ) کاتب عقبةبن عامر مکنی به ابوالهیثم تابعی و محدث است.

جمله سازی با دخین

💡 دوخت شلوار کردی یا پاتول بدین ترتیب است که دهانه‌ای تنگ و بدنه‌ای گشاد دارد و به جای کمر انتهای آن را که گشادیش بیش از دوبرابر یک شلوار معمولی است با بندی که دخین نامیده می‌شود و از توی قسمت تا شده آن لیفه گذشته می‌بندند و از کمر به پایین که وا را داخل پاتول کرده و بند پاتول را روی ان می‌بندند.