لغت نامه دهخدا
دبک. [ دَ ] ( ع مص ) حرکت دادن پا و آوا برآوردن با کشیدن پای بر زمین.( از دزی ج 1 ص 424 ). || بر زمین افکندن به نیرو: دبکه علی الارض. ( دزی ج 1 ص 424 ). || پر کردن ظرفی با فشار: دبک الوعاء. ( دزی ج 1 ص 424 ).
دبک. [ دَ ] ( ع مص ) حرکت دادن پا و آوا برآوردن با کشیدن پای بر زمین.( از دزی ج 1 ص 424 ). || بر زمین افکندن به نیرو: دبکه علی الارض. ( دزی ج 1 ص 424 ). || پر کردن ظرفی با فشار: دبک الوعاء. ( دزی ج 1 ص 424 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فابین دبک (انگلیسی: Fabien Debec؛ زادهٔ ۱۸ ژانویهٔ ۱۹۷۶) بازیکن فوتبال اهل فرانسه است.
💡 محوطه اطراف قلعه دبک مربوط به سدههای متاخر دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان سرباز، بخش پیشین، دهستان جکیگور، سه راهی جکیگور، ۸۰۰ متری شمال روستای بافتان، ضلع جنوبی رودخانه سرباز واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۸۸۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.