لغت نامه دهخدا
خیش زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شخم زدن. شیار کردن. ( یادداشت مؤلف ).
خیش زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شخم زدن. شیار کردن. ( یادداشت مؤلف ).
شخم زدن شیار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهبود شرایط جوی نقش قاطعی در شرایط رشد بهتر محصولات بازی کرد، اما عامل مهم دیگری نیز در افزایش محصول کمک رساند و آنهم توسعهٔ زمینهای قابل کشت بود. این توسعه اساساً در نتیجه پاک کردن نواحی جنگلی و تبدیل آنها به اراضی قابل کشاورزی به دست آمد. میلیون جریب درختان جنگلی را برای تهیه سوخت و الوار جهت ساخت خانه، آسیاب، پل، قلعه نظامی، کشتی و تهیه زغال کک برای صنعت آهن قطع کردند. دهقانان برای بهدست آوردن زمین، درختها را بریدند، باتلاقها را خشکاندند و حتی در ناحیهای مثل هلند، به احیای زمین از دریا رو آوردند. رهبانان مخصوصاً در توسعهٔ زمینهای قابل کشت نقش داشتند. فرقه رهبانی سیسترسیها که در سال ۱۰۹۸ تأسیس شد، خاصه در پاک کردن جنگلها، خشک کردن باتلاقها و خیش زدن زمینهای جدید شوق نشان داد. اروپاییان تا سده ۱۳ میلادی آن قدر زمین بهدست آوردند که مجموع مساحت آن برای کشاورزی بسیار بیشتر از موجودی قبلی بود و از آن پس هم وسعت اراضی کشاورزی به اندازهٔ زمینهای این دوره نرسید. ساکنان اروپای غربی تمام زمینها را بهطور کامل زیر کشت بردند و در جستجوی اراضی جدید به سمت شرق حرکت کردند. اسکاننشینان ژرمنی از رودهای الب، او در و ویستول گذشتند و کوشیدند اروپای شرقی را تحت انقیاد درآورند و این کار خود را متمدنسازی اسلاوهای ساکن آنجا گذاشتند.