لغت نامه دهخدا
خار عانه. [ رِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نزدیک ارتفاق عانه برجستگیی است موسوم به خار عانه. ( نقل از کالبدشناسی هنری تألیف نعمت اﷲ کیهانی چ 1325 هَ. ش. ص 40 ).
خار عانه. [ رِ ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نزدیک ارتفاق عانه برجستگیی است موسوم به خار عانه. ( نقل از کالبدشناسی هنری تألیف نعمت اﷲ کیهانی چ 1325 هَ. ش. ص 40 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الف - زاویهٔ قدامی فوقانی: برجستگی کوچک صافی است موسوم به خار خاصرهٔ قدامی فوقانی (ASIS) که در زیر پوست محسوس است این برآمدگی برای اندازه گرفتن پا بکار میرود و محل اتصال دو عضله بنام خیاطه و «کشنده پهن نیام» میباشد، همچنین رباطی موسوم به رباط فالب که قوس ران نیز نامیده میشود از خار قدامی فوقانی بهپایین و داخل کشیده شده و نزدیک به ارتفاق عانه به برجستگی موسوم به خار عانه تمام میگردد. این رباط بواسطهٔ نسج سلولی نازکی از پوست جداست و فرورفتگی قوسی شکلی ایجاد میکند که حد بین شکم و ران است و کشالهٔ ران نامیده میشود.