لغت نامه دهخدا
حنطب. [ ح َ طَ ] ( ع اِ ) ملخ نر. ذکرالجراد. ( اقرب الموارد ). || بز حجازی. ( ناظم الاطباء ).
حنطب. [ ح ُ طَ ] ( ع اِ ) حنظب. ( منتهی الارب ). رجوع به حنظب شود.
حنطب. [ ح َ طَ ] ( ع اِ ) ملخ نر. ذکرالجراد. ( اقرب الموارد ). || بز حجازی. ( ناظم الاطباء ).
حنطب. [ ح ُ طَ ] ( ع اِ ) حنظب. ( منتهی الارب ). رجوع به حنظب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوايّوب در جنگهاى پيامبر حضور داشت و در جنگ بدر، مطلب بن حنطب بن حارث را اسيرنمود.(188)
💡 رواياتى با سندهاى نيكوئى در مورد داستان على عليه السلام از سوى راوياناهل كوفه آمده است، و رواياتى از اهل مدينه در مورد ابى بكر وارد شده است، پس اگرروايات اهل كوفه ثابت باشد، نظر به اينكه عبور على عليه السلام از مسجدرسول، مانند خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جايز است، ودليل آن، روايتى است از ابى سعيد خدرى، (يعنى همان روايتى كه ترمذى آن را استخراجنموده ) كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: جايز نيست كسى به جز من و علىعليه السلام در حال جنابت وارد مسجد شود، و تاءييد اين مطلب روايتاسماعيل قاضى است، در (احكام القرآن ) از مطلب بن عبدالله بن حنطب است: پيامبر صلىالله عليه و آله و سلم به كسى اجازه نمى داد درحال جنابت از مسجد عبور كند، مگر براى على بن ابى طالب عليه السلام زيرا خانه اش در مسجد قرار داشت.