لغت نامه دهخدا
( حنتمة ) حنتمة. [ ح َ ت َ م َ ] ( ع اِ ) یکی حنتم؛ ابر سیاه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حنتم شود.
( حنتمة ) حنتمة. [ ح َ ت َ م َ ] ( ع اِ ) یکی حنتم؛ ابر سیاه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حنتم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابنزبیر شماری همسر و فرزند داشت. نخستین همسر او تضامر بنت منظور بن سیار بن امر از قبیلهٔ بنیفزاره بودهاست. بزرگترین پسر ابنزبیر به نام خبیب از این زن زادهشد، که باعث گردید کنیهی «ابو خبیب» به ابنزبیر دادهشود، و دیگر پسرانش، حمزه، عباد، زبیر و ثابت نام داشتند. دختری به نام رقیه نیز از امالحسن نفیسه دختر حسن مجتبی پسر علی و نوهٔ پیامبر، یا یکی دیگر از زنان ابنزبیر زادهگردید. خواهر تضامر، سجلا نیز به عقد او درآمدهبود. او همچنین با عایشه دختر عثمانبنعفان نیز ازدواج نمود. بکر احتمالاً پسر عایشه یا نفیسه بودهاست، که در مورد او مطالب کمی در منابع گزارش شدهاست. ابنزبیر پس از زادهشدن پسرش عایشه را طلاق داد. ابن زبیر از همسر دیگرش، حنتمه بنت عبد الرحمن پسر دیگری به نام امیر داشت.
💡 309- ابوحفص، عمر بن الخطاب بن نفيل قرشى عدوى. مادرش حنتمه دختر هاشم ياهشام بن مغيره مخزومى است. عمر پنجاه و چندمين نفرى بود كه در مكه اسلام آورد. جنگ بدرو ديگر جنگها را درك كرد. ابوبكر او را در بستر مرگ به جانشينى خود برگزيد. عمربر اثر زخمى كه از ايولولو خورد از پاى در آمد و در آغاز محرمسال 24 در كنار ابوبكر به خاك سپرده شد. اصحاب صحاحضرت 537 حديث از اوروايت كرده اند. شرح حالش در استيعاب واسد الغابه و جوامع السيره، ص 276، آمدهاست.