لغت نامه دهخدا
حریص شدن. [ ح َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هلع. ( ترجمان عادل ). الهاف. طزع. طمع. طماع. طماعیة. تطمع. لهج. ولع. فغم. اعالة. اعوال. تلهجم. خشر: هیع، هیعة؛ سخت حریص شدن. ( منتهی الارب ).
حریص شدن. [ ح َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) هلع. ( ترجمان عادل ). الهاف. طزع. طمع. طماع. طماعیة. تطمع. لهج. ولع. فغم. اعالة. اعوال. تلهجم. خشر: هیع، هیعة؛ سخت حریص شدن. ( منتهی الارب ).
طماع سخت حریص شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نتیجه این است که مردم خود را با تمامی شیوههای اختلالات اعصاب، حسادت و نا امنی مسموم میکنند. او چنین استدلال کرد که سرکوب روانی که اغلب توسط رهبران مذهبی حمایت میشود، باعث ایجاد احساسات سرکوب شده میگردد که در قالب دیگری ظاهر میشوند. همچنین اشو معتقد است که سرکوب جنسی در جوامع منجر به حریص شدن جامعه نسبت به روابط جنسی میشود. به جای سرکوب، مردم باید به خودشان اعتماد کنند و پذیرش بدون قید و شرط داشته باشند. برای درک این مفهوم، از نظر اشو صرفاً نباید این موضوع به صورت عقلانی فهمیده میشد، چون ذهن تنها میتواند آن را به عنوان یک قطعه از اطلاعات درک کند. اشو همچنین بر رهایی از نفس انسان تأکید میکند که به باور او تمامی امیال، آرزوها و خواستههای انسان ناشی از نفس او است که موجب میشود تا انسان در آینده زندگی کند و از شادی محروم شود.