لغت نامه دهخدا
حرکات قوافی. [ ح َ رَ ت ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شش حرکت است که شاعر آنها را در یک بیت گرد آورده گوید:
رس و اشباع و حذو و توجیه است
باز مجری و بعد از اوست نفاذ.
رجوع به هریک از این شش کلمه شود.
حرکات قوافی. [ ح َ رَ ت ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شش حرکت است که شاعر آنها را در یک بیت گرد آورده گوید:
رس و اشباع و حذو و توجیه است
باز مجری و بعد از اوست نفاذ.
رجوع به هریک از این شش کلمه شود.
شش حرکت است که شاعر آنها را در یک بیت گرد آورده رش و اشباع و حذ و توجیه است باز مجری و بعد از اوست نفاذ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمزهٔ اصفهانی این واکه را «حرفی که به یاء شبیه است» توصیف میکند و کلمات «سیر» (الشعبان) و «شیر» (الأسد) را مثال میآورد. خواجه نصیر مینویسد: «حرفی که میان فتحه و کسره باشد، چنانکه در لفظ شیر باشد که در تازی اسد باشد.» و جای دیگر: «حرفی که به یاء ماند در دیر و زیر». سپس همین مؤلف در ذکر حروف و حرکات قوافی میگوید: «یاء که در خطاب باشد، مثلاً گوئی تو در این سخنی، یا در صفت چنانکه در لفظِ خوشسخنی، یا در نسبت چنانکه در شهری، دیگر باشد، و شبیه به یاء که در نکره آید، مثلاً گوئی سخنی از سخنها، یا در تقدیر فعل چنانکه که گوئی اگر گفتی و کاشکی گفتمی و به خواب دیدم که گفتمی دیگر. و این دو حرف باشد و یکی گرفتهاند». تفاوت میان یای مجهول و یای معروف هنوز در بعضی از نواحی فارسیزبان وجود دارد. در بعضی نسخههای مکتوب در قرنهای چهارم و پنجم برای یای مجهول نشانهٔ خاصی در کتابت هست، اما در فارسی معیار امروزی مدتهاست که این تفاوت از میان رفتهاست؛ یعنی امروز در فارسی رسمی و متداول ایران کلمهای مانند «میبینی» با سه واکهٔ «i» یکسان تلفظ میشود، حال آنکه در تلفظ مردم افغانستان و تاجیکستان واکهٔ نخستین در جزء «می» شبیه به کسرهٔ ممدود و متفاوت با دو واکهٔ دیگر ادا میشود.