لغت نامه دهخدا
تسپیان. [ ت َ ] ( اِخ ) ساکنان پسی. گروهی از مردم یونان که با خشیارشا جنگیدند و قشون ایران محل آنها را آتش زدند. و رجوع به ایران باستان ج 1 ص 753، 782، 784 و 802 و تسپی شود.
تسپیان. [ ت َ ] ( اِخ ) ساکنان پسی. گروهی از مردم یونان که با خشیارشا جنگیدند و قشون ایران محل آنها را آتش زدند. و رجوع به ایران باستان ج 1 ص 753، 782، 784 و 802 و تسپی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهالی تب برخلاف میلشان ماندند؛ زیرا لئونیداس آنها را مانند گروگان نگاه داشته بود، چرا که یونانیها به این عقیده بودند که اهالی تب باطناً طرفدار شاه پارس میباشند، ولی تسپیانها گفتند که لئونیداس را تنها نخواهند گذاشت.» وقتی روز شد، به امر خشایارشا قشون ایران حمله کرد و یونانیها از تنگه دور رفته و به دفع حملات پرداختند.