تدبیل

لغت نامه دهخدا

تدبیل. [ ت َ ] ( ع مص ) گرد کردن چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ). گرد کردن و جمع کردن چیزی، چنانکه لقمه را با انگشتان جمع کنند. ( از المنجد ). پیچیدن و بزرگ کردن لقمه را برای فروبردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بزرگ کردن لقمه. ( از المنجد ).

جمله سازی با تدبیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مطالعهٔ انتشار امواج از یک روزنه، الگوی توزیع توان آن در میدان نزدیک توسط پراش فرنل، تخمین زده می‌شود. این تقریب در فواصل دور قابل ساده‌شدن به پراش فراونهوفر است که رابطهٔ آن قابل بیان به صورت ضریبی از تدبیل فوریه مکانی شی است. با دست‌کاری و انجام اعمال مختلف روی تصویر تشکیل شده در راه دور، می‌توان در واقع در تبدیل فوریهٔ شی و طیف فرکانسی آن تغییر ایجاد کرد و به این گونه تصویر را مورد پردازش قرار داد.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز