تحکمات

لغت نامه دهخدا

تحکمات. [ ت َ ح َک ْ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ تحکم. تعدیات و حکمهای بی جا و حکمهای زور. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جمع تحکم.

جمله سازی با تحکمات

💡 «در هیچ نقطه در روی زمین حکام را این گونه تحکمات نیست در همه جا تکالیف حاکم و وظایف محکوم معلوم و معین است. مگر در ایران که ما بدبختان اسیر حکم و تابع خواهش‌های نفسانی این مشتی فراعنه و نمارده هستیم که هر چه برمال و جان و ناموس ما حکم رانند مجراست و بازخواست و مواخذه‌ای بر ایشان نیست و فریاد خواهی ما به جایی نمی‌رسد.» (ص۳۸)

💡 رشیدالدّین فضل‌الله می‌گوید: «خاطر هولاکو از تحکمات برکای (برکه) ملول شد» (جامع‌التواریخ، به کوشش علی‌زاده، ۳/۸۷) و علت آن بود که برکای از سوی باتو به قراقوروم رفت و در نشاندن منکوقاآن بر تخت سلطنت از عوامل مؤثر شد.

💡 کیفیّت این تحکمات را رشیدالدین توضیح نداده‌است، اما در کتاب النهج‌السدید (نکـ مقریزی، 1 (2)/۴۷۳–۴۷۴، حاشیه ۵) از قول یک اسیر بغدادی در اردوی هولاکو آمده‌است: رسم بر آن بود که از فتوحات مغول از نهر جیحون به سوی مغرب هرچه به دست آید ۵ قسمت شود و از این ۵ سهم ۲ سهم از آنِ خان بزرگ و ۲ سهم از آنِ لشکر و یک سهم از خاندان باتو باشد.