بی عاطفگی

لغت نامه دهخدا

بی عاطفگی. [ طِ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی عاطفه. بی مهری. بی رحمی.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی بی عاطفه. بی مهری. بیرحمی.

جمله سازی با بی عاطفگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او گفت: "جهان در آشفتگی و پریشانی است، و از سه درد در حال رنج بردن است: درد فیزیکی، معنوی و روانی، و فقط یک راه برای درمان همهٔ این دردها وجود دارد. غیر انسانی بودن و بی عاطفگی باید ریشه کن شود و محبت و مهربانی جایگزین آن شود ". "تنها انسان راستین انسانی است که پیرو نوع دوستی و بشر دوستی است، این تنها راه موفقیت در زندگی است."

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز