لغت نامه دهخدا
بنجره. [ ب َ ج ِ رَ / رِ ] ( اِ ) پنجره. رجوع به پنجره شود.
بنجره. [ ب َ ج ِ رَ / رِ ] ( اِ ) پنجره. رجوع به پنجره شود.
پنجره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژه بنجیر، که این خاندان منسوب به آن است، نام ابوحفص بنجیرین عبدالله بن یقظان خوزی است. این واژه در منابع قدیمی به صورتهای گوناگون و نادرستی چون: بنجره، بانجیر، پنجره، بیخبر به کار رفته است. به عقیده علّامه قزوینی، این واژه از اعلام دیلمیان همانند وشمگیر، گورگیر و شیرگیر است ـ مرکب از دو جزءبنو گیر ـ که ه مرور معرّب شده و به صورت بنجیر درآمده است. سعید نفیسی در مطلبی در راستای همین موضوع میگوید: «چون نخست در روستای بنجیر در ۳ فرسنگی مشرق گاوکان در ناحیه کربال فارس میزیستهاند، بدین نام معروف شدهاند»، از طرفی یا بعبارتی دیگر گفته شدهاست که «بنجیر در نام این قریه مانند بسیاری از قراء و قصیات دیگر، مأخوذ از نام اشخاصی است که مالک یا بانی آن قریه بوده یا یکی از مشاهیر آنجا بودهاند.
💡 واژه بنجیر، که این خاندان منسوب به آن است، نام ابوحفص بنجیرین عبداللهبنیقظان خوزی است. این واژه در منابع قدیمی به صورتهای گوناگون و نادرستی چون: بنجره، بانجیر، بنکیر، پنجره، بیخبر به کار رفتهاست. به عقیده علّامه قزوینی[پیوند مرده]، این واژه از اعلام دیلمیان همانند وشمگیر، گورگیر و شیرگیر است ـ مرکب از دو جزءبنو گیر ـ که ه مرور معرّب شده و به صورت بنجیر درآمده است. بنابراین، سخن سعید نفیسی که میگوید: «چون نخست در روستای بنجیر در ۳ فرسنگی مشرق گاوکان در ناحیه کربال فارس میزیستهاند، بدین نام معروف شدهاند»، درست به نظر نمیرسد، بلکه «بنجیر در نام این قریه مانند بسیاری از قراء و قصیات دیگر، مأخوذ از نام اشخاصی است که مالک یا بانی آن قریه بوده یا یکی از مشاهیر آنجا بودهاند. بعدها خود قریه نیز به اسم او معروف شدهاست» (جنید، شدّالازار، حواشی قزوینی ۵۳۶). از آنجا که روستای بنجیر در ناحیه کربال فارس واقع بوده، در پارهای از مآخذ، افراد این خاندان به سادات بنجیری کربالی شهرت یافتهاند. افراد سرشناس و برجسته این خاندان بدین شرحند: