لغت نامه دهخدا
برنگاشتن. [ب َ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) ( از: پیشوند بر + مصدر نگاشتن ) نگاشتن. نگاریدن. نقش کردن. رجوع به نگاشتن شود.
برنگاشتن. [ ب َ ن َ ت َ ] ( مص مرکب منفی ) برنگرداندن. روی برنتافتن. مقابل برگاشتن:
یکی پشت بر دیگری برنگاشت
بنگذاشت آن پایگه را که داشت.فردوسی.رجوع به برگاشتن شود.