اگنش

لغت نامه دهخدا

( آگنش ) آگنش. [ گ َ ن ِ ] ( اِمص، اِ ) رجوع به آکنش شود.
اگنش. [ اَ ن ِ ] ( اِمص ) افراختگی بنا و عمارت. ( ناظم الاطباء ). برآوردن دیوار عمارت و امثال آن باشد. ( هفت قلزم ) ( از شرفنامه منیری ) ( از انجمن آرا ) ( از فرهنگ جهانگیری ). در فرهنگ ناصری و برهان بمعنی برآوردن و برکردن دیوار عمارت و امثال آن باشد و فیه نظر؛ زیرا چه از آن مصدر نوشته است و لفظ مصدر نیست مگر آنکه چون مرکب باشد یا شین مصدریه آن هنگام باید که ممدود بوده [ آگنش ] مشتق از آگندن زیرا چه مقصود هیچ لغتی یافته نشده و آنچه ممدود است معنی آن معلوم است و در هیچ لغت با کاف فارسی مکسور به معنی پر کردن نیست و این معنی صحیح است و لفظ غلط زیرا چه تصحیح لفظ به مد و کاف فارسی موقوف است. ( از آنندراج از مؤید الفضلاء ).

جمله سازی با اگنش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگنش هرانیتسکی (Ágnes Hranitzky) تدوین‌گر فیلم و کارگردان مجار است که برای همکاری طولانی مدت خود با همسرش بلا تار شناخته می‌شود.

💡 اگنش فارکاش (مجاری: Farkas Ágnes؛ زادهٔ ۲۱ آوریل ۱۹۷۳) بازیکن هندبال اهل مجارستان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران