انجين

لغت نامه دهخدا

انجین. [ اَ ] ( اِ ) ریزه ریزه. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || ( نف )ریزه ریزه کننده. ( برهان قاطع ) ( هفت قلزم ) ( فرهنگ سروری ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ):
دایم آتش بود تنور آشوب
اگر انجینش این بود پیوند.ابن یمین ( از فرهنگ سروری ).|| کاهگل مالنده. ( برهان قاطع ) ( هفت قلزم ) ( ناظم الاطباء ). || امر به معنی اول نیز هست یعنی ریزه ریزه کن. ( از برهان قاطع ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج )( از هفت قلزم ). و رجوع به انجیدن شود.

فرهنگ معین

( اَ ) ۱ - (ص. ) ریزه ریزه. ۲ - (اِفا. ) ریزه کننده.

فرهنگ عمید

ریزه ریزه، ریزریزشده، بریده شده.

فرهنگ فارسی

ریزه ریزه، ریزریزشده، بریده شده، ونیزبه معنی ریزه کننده(ازمصدرانجیدن )
۱ - ریزه ریزه. ۲ - ( اسم ) ریزه کننده

ویکی واژه

ریزه ریزه.
ریزه کننده.

جمله سازی با انجين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بيشتر آستانجيني ها مقیم تهران هستند و فعالیت های گسترده ای در حوزه های مختلف اعم از سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،علمی و... دارند.

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز