لغت نامه دهخدا
اندرگاهان. [ اَ دَ ] ( اِ مرکب ) خسمه مسترقه. پنج روزی. پنجه دزدیده. پنجی. فنجی. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اندرگاه شود.
اندرگاهان. [ اَ دَ ] ( اِ مرکب ) خسمه مسترقه. پنج روزی. پنجه دزدیده. پنجی. فنجی. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اندرگاه شود.
خمسه مسترقه. پنج روزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالی که توسط عموم مردم در ایران باستان و در گاهشماری اوستایی نو (تقویم مزدیسنا)،[الف] استفاده میشد، سال سیار بود، یعنی سال را ۳۶۵ روز حساب میکردند و آن را به ۱۲ ماه سی روزه به اضافه پنج روز با نام اندرگاه (یا اندرگاهان (در حالت جمع) یا پنجه دزدیده یا بهیزک کوچک، که در دورهٔ اسلامی خمسهٔ مسترقه نامیده میشد) تقسیم میکردند.