لغت نامه دهخدا
انجمنه. [ اَ ج ُ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش زراب شهرستان سنندج با 775 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوب، توتون و گردو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
انجمنه. [ اَ ج ُ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش زراب شهرستان سنندج با 775 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوب، توتون و گردو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این زیستگاه در ۱۵ کیلومتری شرق مریوان قرار گرفته که محصور به روستاهای «دری، نشکاش، کله یونجه، برده سفید، گلان، بلچه سور، انجمنه، چور و ننه» بوده و از طریق روستاهای مذکور میتوان به آن وارد شد. وجود صخرههای بزرگ، و سنگلاخی بودن منطقه و پوششهای گیاهی بسیار متنوع از جمله درختچههای «گلابی وحشی، ون، بلوط، بنه، بادام کوهی و زالزالک و آلبالوی وحشی» پناهگاه خوبی برای حیوانات بزرگ جثه فراهم کردهاست؛ که وجود «خرس قهوهای وحشی» از گونههای برجسته منطقه میباشد که در سالهای اخیر به علت حفاظت و همچنین شرایط زیستگاهی مناسب به سرعت رشد کرده و اکنون جمعیت آنها به ۸۵ قلاده رسیدهاست.