لغت نامه دهخدا
( آنتالسیداس ) آنتالسیداس. ( اِخ ) آنتالکیداس. سردار مقدونی که عهد واگذاشتن اسپارطه را بشاهنشاه ایران او بست ( 387 ق. م. ) و از اینرو منفور مردم یونان گردید.
( آنتالسیداس ) آنتالسیداس. ( اِخ ) آنتالکیداس. سردار مقدونی که عهد واگذاشتن اسپارطه را بشاهنشاه ایران او بست ( 387 ق. م. ) و از اینرو منفور مردم یونان گردید.
( آنتالسیداس ) سردار مقدونی
( آنتا لسیداس ) سردار لاسد مونی که در زمان اردشیر دوم بسفارت نزد تیری با ذوالی ایرانی لیدی ( لودیا ) رفت. وی با ایرانیان قرار دادی بست مبنی بر اینکه اسپارت شهرهای یونانی آسیای صغیر را ترک کند ( ۳۸۷ ق م. )
آنتالسیداس. آنْتالْسیداس (Antalcidas)
سردار و دیپلمات اسپارتی۱. با کمک ایران، آتِن را وادار به پذیرفتن صلح آنتالکیداس۲ کرد (۳۸۷پ م). بر طبق آن پیمان، سراسر آسیای صغیر، کلازومِنِه۳، و قبرس مطیع ایران شدند و همۀ شهرهای یونانی که تا آن زمان مطیع ایران نبودند، به استثنای لِمنوس۴، ایمبروس۵، و اسکوروس۶، مستقل شدند.
💡 تریباذ نایب السلطنه ارمنستان بود که در سال ۳۹۳ ق. م به حکومت سارد و بعد به فرماندهی کل قوا منصوب گردید. صلح انتالسیداس در سال ۳۸۹ ق. م توسط او انجام گرفت و بعد از طرف شاهنشاه مأموریت پیدا کرد که با اوراگوس پادشاه سالامین بجنگد، در این فرماندهی (۳۸۴ – ۳۸۶ ق. م) احتیاجات جنگی در شهرهای کیلیکیه مانند ایسوس (مالوس) و تارس سکه زد. روی اغلب سکهها یک طرف سر هرکول یا بعل یا اهورامزدا و در طرف دیگر تصویر نیم رخ تریباذ که کلاه پارسی به سر دارد منقور است.