لغت نامه دهخدا
انبانک. [ اَم ْ ن َ ] ( اِ مصغر ) انبان کوچک. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). انبانچه.( فرهنگ فارسی معین ). انبان خرد. ( یادداشت مؤلف ).
- انبانک سیم؛ ظبیه. ( السامی فی الاسامی ).
انبانک. [ اَم ْ ن َ ] ( اِ مصغر ) انبان کوچک. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). انبانچه.( فرهنگ فارسی معین ). انبان خرد. ( یادداشت مؤلف ).
- انبانک سیم؛ ظبیه. ( السامی فی الاسامی ).
{follicle} [زیست شناسی] حفرۀ کوچک و گرد در میان بافت یا اندام
حفرۀ کوچک و گرد در میان بافت یا اندام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انبانک تخمدان یا فولیکول تخمدان (به انگلیسی: Ovarian follicle) توده هایی کروی شکل در تخمدان زنان هستند که در طی یک دوره قاعدگی یک یا چند عدد از آنها رشد نموده و اووسیت ثانویه یا مام یاخته ثانویه از آن آزاد میشود این دوره در انسان بهطور متوسط هر۲۸ روز یکبار تکرار میشود این چرخه توسط هورمونهای جنسی کنترل میشود.
💡 کیسهٔ گونه (به انگلیسی: Cheek pouch) یا اَنبانَکِ گونه کیسههای جیبمانندی هستند که در دو طرف سر برخی از پستانداران بین فک و گونه آنها قرار دارند. این انبانکها را میتوان در پستانداران از جمله نوکاردکی، برخی از جوندگان، و بیشتر میمونها، و همچنین کوآلای کیسهدار پیدا کرد. کیسههای گونه در سمورچههای آمریکایی در صورت پر شدن میتوانند به اندازه بدنشان بزرگ شود.