لغت نامه دهخدا
امرخ. [ اَ رَ ] ( ع ص ) ثور امرخ؛ گاو نر که بر آن خجکهای سپید و سرخ باشد. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). گاو نری که دارای نقطه های سفید و سیاه باشد. ( از اقرب الموارد ).
امرخ. [ اَ رَ ] ( ع ص ) ثور امرخ؛ گاو نر که بر آن خجکهای سپید و سرخ باشد. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). گاو نری که دارای نقطه های سفید و سیاه باشد. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زاری یکی از ولسوالیهای ولایت بلخ در شمال افغانستان است با جمعیت نزدیک به ۴۲٬۶۰۰ نفر. این ولسوالی متشکل از چهار بخش میباشد: بلوچ، امرخ، عبدالگان و زاری.