اصطراب

لغت نامه دهخدا

اصطراب. [ اِ طِ ] ( ع مص ) اندک اندک فراهم آوردن شیر را در مشک و گذاشتن آن تا بخسبد و ترش گردد.( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اصطراب لبن؛ اندک اندک گرد آوردن شیر را در مشک و گذاشتن آنرا تا ترش شود. ( از قطر المحیط ). اصطراب شیر در مشک؛ کم کم گرد آوردن آن و فراگذاشتن تا بترشد. ( از اقرب الموارد ) ( ازالمنجد ). شیر بر هم دوشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

اندک اندک فراهم آوردن شیر را در مشک و گذاشتن آن تا بخسبد و ترش گردد. اصطراب لبن اندک اندک گرد آوردن شیر را در مشک و گذاشتن آنرا تا ترش شود.

جمله سازی با اصطراب

💡 ماه گردون، هر زمان، از مهر روی ماه تست همچو مهر از رای خورشید جهان در اصطراب

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز